حلول ماه شعبان المعظم، ماه پیامبر اعظم(ص)، مقدمه ی ماه خدا بر همه ی عاشقان
مبارک و خجسته باد.

میلاد امام حسین(ع) است، شناگر دریای خون و رهپوی وادی عشق.
حسین(ع) کربلایی نیست، جهانی است.
حسین(ع) هم راه است و هم راهنما. هم کاروان است و هم قافله سالار.
حسین(ع) مصباح الهدی و سفینة النجاة است.
هنوز هم بشریت، تشنه ی درسهای مکتب عاشورایی حسین(ع) است، مکتبی که الفبای آن،
فداکاری، جانبازی، خلوص و خدامحوری است.
حسین(ع) چشمه ای از حقیقت و حریت است که تا ابد کام تشنگان آزادی را سیراب
می سازد.
فرهنگ عاشورایی و منطق حسینی، نفی خود برای اثبات خداست.
چه به جا روز میلادش را روز پاسدار نامیده اند که به حق بزرگ پاسدار اسلام است.
پاسداران، قصه گوی سالهای حماسه و ایثارند.
شاهدان صحنه های زیبای خداباوری و عشق، که با جوهری از خون، با قلمی از گلوله
و بر صفحه ای از دشت و بیابان جبهه های نبرد، سروده و نگاشته اند.
پاسداران حنظله های امام خمینی(ره) بودند، که از حجله ی عروسی تا بستر شهادت را،
با بال شهادت طلبی طی کردند و در سالهای جنگ، بقا را در فنا جستجو می کردند،
ماندن را در رفتن، بودن را در نبودن و.... جاودانگی را در شهادت.

سلام بر سید الساجدین، زین العابدین(ع)
صحیفه ی سجادیه اش، ناب ترین دعاهای عارفانه را در بردارد.
هنوز هم ترنم عاشقانه این زبور آل محمد، بر زبان اهل دل است.
زمان پر از زمزمه های سجادی است.
امام سجاد(ع) پاسدار وحی نبوی و خط علوی و شور حسینی بود.
در عصر نتوانستن ها، جامعه را به قدرت دعا توجه داد.
نیایش، سلاح او در مبازره فرهنگی و سنگر او در دفاع از حق و اهل بیت بود.
او که در برابر خدا، سجاد بود، هرگز در برابر ظالمان، سر تسلیم فرود نیاورد
و چهره بر درگاه ارباب قدرت نسود.
و چه زیبا تولدش را روز آزاده نامیده اند.
آزادگانی که قرار از کف ربودند و طاقت از زانوهای بی طاقتی گرفتند و با اسارت خویش،
که رنگی از شرف و زینتی از حماسه داشت، آزادگی را تفسیر کردند.
ای دلاورمردان، این شما نبودید که اسیر دشمن بودید، بلکه دشمن، دربند مقاومت و رشادت
شما گرفتار بود.
درود بر شما، که گوهر ایمان و شرف خویش را در آن کافرستان بعث، از دستبرد
نگاه داشتید.

و اما سردار فداکار:
عباس اسوه ی فرماندهان و الگوی پرچمداران است، در وفا و اخلاص، در ایمان و جهاد،
و در هر خصلت نیک و صفت ارزشمندی که کرامت یک انسان به آن بسته است.
ایثار او را کجا می توان یافت؟؟ فداکاری های او مگر در واژه می گنجد؟؟
دستان اباالفضل(ع) قلم شد، و این دستها، برای آزادگان جهان، عَلم گشت.
عباس، علمدار کربلاست، سقای لب تشنگان و تشنه ی شهادت و کشته ی راه وفا.
آموزگار عشق و وفاست، و الهام بخش صبوری و ایثارگری و بزرگواری.
ماه بنی هاشم بزرگترین جانباز کربلاست.
جانبازی که سند شرف و یادگار معطر زمان خویش است.
میلادش روز جانباز است.
جانبازان، اسماعیلهای از منا برگشته و زخمیان تیغ شهادتند. پاکبازانی که عطر شهادت
را به مشام جانمان می رسانند و فضای جامعه را معطر می سازند.
ای عزیزان:
با چراغ داغی که در دل دارید و مشعل صبری که بر کف گرفته اید راه زندگیتان
روشن است و بی ابهام.
اگر دست و پایی داده اید، در فضای عرفان، بال و پری یافته اید،
اگر رفتن را از شما گرفته اند، در وادی سلوک، پیشتازید،
اگر دیده داده اید، دید گرفته اید، اگر بصرتان رفته، بصیرت یافته اید.
جانبازیتان مدرک جهاد و سند مقاومت است.
درود بر شما اسوه های ماندگار تاریخ.